امشب بعد از باشگاه، طبق روال هندزفری ام را به گوشم زدم و در خیابان ها مشغول قدم زدن شدم. حالم متفاوت از دیشب بود که ناراحت، ناامید، بی میل و خسته بودم. گوش کردن به موسیقی و راه رفتن برایم تولید لذت می کرد و‌ در همین حال افکارم در سرم به گردش در آمده بودند؛ افکار خوب و آرامی که چند روزی بود نزدیک غروب که می شد نابود می گشت و هر چه بیش تر آسمان، رنگ سیاهی به خودش می گرفت، فکر من نیز سیاه تر، بیمار تر و مشوش تر می شد. 
احساس خوبی داشتم و نزد خودم می اندیشیدم که زندگی، همین قدم زدن ها و لحظه های نابی است که احساس خوشی دارم. 
بعد هم طبق روال گذشته، رفتم کافه ژینو قهوه خوردم. فکر کنم آقای زمان دلش برای مشتری پر و پا قرص و بی درد سری مثل من تنگ شده بود. همین طور که قهوه ام را می خوردم، افکار پوچ، یکی پس از دیگری جای خود را به افکار مثبت و سرخوشی آور می دادند و معضل های زندگی ام را یکی پس از دیگری تحلیل می کردم و هر ثانیه، امید مرا در آغوش می گرفت. 
شاید معنای زندگی همین بوده باشد که آدم بتواند از بودن با خودش لذت ببرد. زندگی جمعی؟ نه! چندان برایم زیبا نیست چون آدم های چندان زیادی به نظرم زیبا نمی آیند. 
راستی چند روز پیش جایی شنیدم که دوستی با آدم منفعت طلب، اشتباه محض است! اما حالا من این طور فکر نمی کردم؛ چنین اندیشیدم که دوستی با چنین آدم هایی، اگر بر محور منفعت طلبی دو طرف باشد، خیلی هم مفید خواهد بود.
بعد از قهوه رفتم پیپ‌ بکشم. تا پایان اسموکینگ، حالم به همین روال خوب بود.
درست لحظه ای که منتظر تاکسی ایستاده بودم، آسمان همچون هر شب، سخت و وحشت آور برایم جلوه کرد. افکارم کمابیش مشوش و ناراحت شده بودند و هر چه دنبال علت می گشتم، چیزی میان افکار و منطقم پیدا نمی کردم؛ حتا میان احساساتم! هر چه تلاش کردم مغزم را بگذارم جلویم و مثل دو تا ادم متمدن بنشینیم با هم صحبت کنیم و منطقم را نشانش دهم و بگویم دردت چیست آدم ناحسابی؟! موفق نشدم!
نمی دانم چرا دوباره به این حالت در آمده ام. شاید معنای افسردگی همین ناتوانی عقل در برابر ناراحتی باشد.

________
عنوان مطلب اساسن هیچ ارتباطی به معانی واژگان ندارد و صرفن تشبیهی بود از حالات امشبم به حالات ناشی از مصرف این دارو ها. 
فلوکستین، داروی ضد افسردگی ای است که باعث سرخوشی و از میان رفتن موقت حالات افسردگی می شود. 
و ماریجوانا، گیاه روانگردانی است که ادراکات را تشدید می کند و عقل و استدلال را مختل می نماید.